على ربانى گلپايگانى
241
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ذهنى بالذات ( نه بالعرض و المجاز آنگونه كه محقق دوانى مىگفت ) مندرج در مقوله كيف است ، اگرچه از آن جهت كه وجود صورت ذهنى ، وجودى ذهنى بوده و مقايسه با خارج مىگردد داخل هيچ مقولهاى ( به حمل شايع ) نيست ، به خاطر مترتب نشدن آثار آن مقوله بر صورت ذهنى ، مگر آنكه بگوئيم بالعرض و المجاز مندرج در مقولهء كيف است . اشكال حكيم سبزوارى بر پاسخ صدر المتألهين : به واسطه اين بيان ، پاسخ اشكالى كه برخى از محققان ( حكيم سبزوارى ( رحمه اللّه ) بر كيف بالذات بودن علم و كيف بالعرض بودن صورت ذهنى وارد كردهاند روشن گرديد ، حاصل اشكال وى اين است كه وجود آن صورتهاى ذهنى در ذات خود و وجود آنها براى نفس يكى است ( وجود فى نفسه آنها عين وجود آنها للنفس است ) و وجود و ظهور آنها براى نفس ، ضميمهاى زائد بر وجود نفس نيست تا اينكه آن ضميمه در نفس « كيف » بشمار آيد ؛ زيرا وجود خارجى آن صورتهاى ذهنى ، بهطور كلى باقى نمانده ( وجود خارجى به هيچوجه در ذهن نيامده است ) و ماهيات آن صورتهاى ذهنى در ذات خودشان ( به اعتبار وجود خارجى ) هريك از مقوله خاصى است ( اگر « جوهر » تصور شده است جوهر و اگر « كم » تصور شده است كم و . . . ) و به اعتبار وجود ذهنى آن ماهيات ، نه جوهرند و نه عرض « 1 » . و ( به عبارت ديگر : در مورد علم و صور علمى يا معتقد هستيم كه آنها نزد نفس ظاهر مىگردند [ ظهور لدى النفس ] و يا معتقديم كه براى نفس موجود
--> ( 1 ) حاصل آنكه وراى وجود نفس چيز ديگرى نيست كه آن را « كيف » بدانيم ؛ زيرا در مورد اين صورتهاى علمى يا وجود مورد مطالعه قرار مىگيرد يا ماهيت ، و در صورت اول ، اگر مقصود وجود خارجى است كه در ذهن نيامده است تا ضميمهء نفس گردد ، و اگر مقصود وجود ذهنى است ، باز هم چيزى ضميمه نفس نگرديده است ، و ماهيت آنها هم اگر با توجه به وجود خارجى ملاحظه شود ، مقوله كيف نيست ؛ بلكه مقولهاى است كه علم به آن تعلق گرفته است ، و اگر با توجه به وجود ذهنى هم ملاحظه گردد از اين جهت ( به اعتراف خود صدر المتألهين ) تحت هيچ مقولهاى نمىباشند .